تماس با 6420-021
کالای خود را تا 7 روز برگشت دهید
خرید بهترین کالای موجود
امنیت در خرید آنلاین
محصولات مشابه
معرفی محصول
این کتاب اثری است از تروی کامینگز که توسط نیلوفر امنزاده به فارسی روان ترجمه شده است. این کتاب را نشر پرتقال منتشر کرده و در اختیار نوجوانان قرار داده است."وقتی الکساندر به طبقهی نهم رسید، تقریبا یاد گرفته بود چطور باید سوار پلهبرقیهای سریعالسیر مدرسهاش شود. او وارد راهرویی شد که زمین آن را موکت کرده بودند. بعد، به یک در زردرنگ بزرگ رسید. همین که الکساندر دستگیرهی در را کشید، دستش را برق گرفت! داد زد: «آآآآآآآآآ» در همین لحظه، در کلاس باز شد. همهی بچههای توی کلاس، سرشان را از روی کتابهایشان بلند کرده بودند و او را نگاه میکردند. ریپ و نیکی از ردیف آخر برایش دست تکان دادند. البته نیکی دست تکان داد. ریپ چشمهایش را چپ کرده بود و زبانش را بیرون آورده بود. الکساندر بندهای کوله پشتیاش را از روی شانههایش برداشت و گفت «ام... دستگیرهی در برق داشت!» بعد در ماژیکش را بست و رویش را برگرداند.
این کتاب اثری است از تروی کامینگز که توسط نیلوفر امنزاده به فارسی روان ترجمه شده است. این کتاب را نشر پرتقال منتشر کرده و در اختیار نوجوانان قرار داده است."وقتی الکساندر به طبقهی نهم رسید، تقریبا یاد گرفته بود چطور باید سوار پلهبرقیهای سریعالسیر مدرسهاش شود. او وارد راهرویی شد که زمین آن را موکت کرده بودند. بعد، به یک در زردرنگ بزرگ رسید. همین که الکساندر دستگیرهی در را کشید، دستش را برق گرفت! داد زد: «آآآآآآآآآ» در همین لحظه، در کلاس باز شد. همهی بچههای توی کلاس، سرشان را از روی کتابهایشان بلند کرده بودند و او را نگاه میکردند. ریپ و نیکی از ردیف آخر برایش دست تکان دادند. البته نیکی دست تکان داد. ریپ چشمهایش را چپ کرده بود و زبانش را بیرون آورده بود. الکساندر بندهای کوله پشتیاش را از روی شانههایش برداشت و گفت «ام... دستگیرهی در برق داشت!» بعد در ماژیکش را بست و رویش را برگرداند.
مشخصات
درباره این محصول دیدگاه خود را ثبت کنید
در مورد این محصول نظر دهید
اگر این محصول را از گاج مارکت تهیه کرده اید، دیدگاه شما به عنوان خریدار ثبت می شود. همچنین درصورت تمایل میتوانید دیدگاه خود را به صورت ناشناس نیز ارسال کنید.