کتاب فرار هیولای مومیایی از موزه مجموعه دفتر خاطرات هیولاها جلد 6

  • https://newshop-images-prd.gajmarket.com/brand/brand_98_e4b88b74-acd8-4f91-aee5-f2dcb0b66f2f.png?X-Amz-Algorithm=AWS4-HMAC-SHA256&X-Amz-Credential=admin1%2F20250831%2Fus-east-1%2Fs3%2Faws4_request&X-Amz-Date=20250831T093221Z&X-Amz-Expires=360000&X-Amz-SignedHeaders=host&X-Amz-Signature=5931c419e54ca5128fce3352577616ee0083e65ad066b3dc8b59dae3d3d5b2ebانتشارات پرتقال
  • مترجمنیلوفر امن‌زاده
  • گروه سنیج (10 تا 12 سال)
  • تعداد صفحه92
  • نوع جلدشومیز
  • قطعرقعی
  • شابک9786008111337
کالا ناموجود می باشد
فروشنده:گاج مارکتارسال توسط گاج مارکتآماده ارسال توسط گاج مارکت از 2 روز کاری دیگر
پشتیبانی 24 ساعته

تماس با 6420-021

7 روز ضمانت برگشت کالا

کالای خود را تا 7 روز برگشت دهید

ضمانت کیفیت کالا

خرید بهترین کالای موجود

پرداخت امن از درگاه بانکی

امنیت در خرید آنلاین

Loading فروشندگان...

محصولات مشابه

  • معرفی
  • مشخصات

معرفی محصول

 این کتاب اثری است از تروی کامینگز که توسط نیلوفر امن‌زاده به فارسی روان ترجمه شده است. این کتاب را نشر پرتقال منتشر کرده و در اختیار نوجوانان علاقه مند به مطالعه قرار داده است.
«الکساندر باپ موقعی که صدای جیغ را شنید، تقریبا به خانه رسیده بود. صدا از توی خانه‌ی آن‌ها می‌آمد. او با عجله شروع به دویدن کرد و خودش را به خانه رساند. پدر توی ایوان بود و داشت بالا و پایین می‌پرید و جیغ می‌کشید. الکساندر داد زد:« پدر؟ چی شده؟» او با هیولاهای بادکنکی، سایه‌های خرابکار، ماهی‌های زیرزمینی و چند موجود عجیب و غریب دیگر جنگیده بود. الکساندر اول ایوان خانه را خوب نگاه کرد، بعد چشم چرخاند و توی حیاط را با دقت بررسی کرد. خبر از هیولاها نبود. با خودش گفت: «اوه! هیچ چیزی به پدر حمله نکرده، او از خوش‌حالی دارد بالا و پایین می پرد!» پدر گفت:« یک خبر خوب ال. بالاخره رسید!» 

 این کتاب اثری است از تروی کامینگز که توسط نیلوفر امن‌زاده به فارسی روان ترجمه شده است. این کتاب را نشر پرتقال منتشر کرده و در اختیار نوجوانان علاقه مند به مطالعه قرار داده است.
«الکساندر باپ موقعی که صدای جیغ را شنید، تقریبا به خانه رسیده بود. صدا از توی خانه‌ی آن‌ها می‌آمد. او با عجله شروع به دویدن کرد و خودش را به خانه رساند. پدر توی ایوان بود و داشت بالا و پایین می‌پرید و جیغ می‌کشید. الکساندر داد زد:« پدر؟ چی شده؟» او با هیولاهای بادکنکی، سایه‌های خرابکار، ماهی‌های زیرزمینی و چند موجود عجیب و غریب دیگر جنگیده بود. الکساندر اول ایوان خانه را خوب نگاه کرد، بعد چشم چرخاند و توی حیاط را با دقت بررسی کرد. خبر از هیولاها نبود. با خودش گفت: «اوه! هیچ چیزی به پدر حمله نکرده، او از خوش‌حالی دارد بالا و پایین می پرد!» پدر گفت:« یک خبر خوب ال. بالاخره رسید!» 

مشخصات

مترجمنیلوفر امن‌زاده
گروه سنیج (10 تا 12 سال)
تعداد صفحه92
نوع جلدشومیز
قطعرقعی
شابک9786008111337
امتیاز و دیدگاه کاربران
مشاهده همه
از 5
از مجموع دیدگاه ثبت شده

درباره این محصول دیدگاه خود را ثبت کنید

در مورد این محصول نظر دهید

اگر این محصول را از گاج مارکت تهیه کرده اید، دیدگاه شما به عنوان خریدار ثبت می شود. همچنین درصورت تمایل میتوانید دیدگاه خود را به صورت ناشناس نیز ارسال کنید.