کتاب شوکولاسور ظاهر می شود مجموعه دفتر خاطرات هیولاها جلد 5

  • https://newshop-images-prd.gajmarket.com/brand/brand_98_e4b88b74-acd8-4f91-aee5-f2dcb0b66f2f.png?X-Amz-Algorithm=AWS4-HMAC-SHA256&X-Amz-Credential=admin1%2F20250831%2Fus-east-1%2Fs3%2Faws4_request&X-Amz-Date=20250831T093222Z&X-Amz-Expires=360000&X-Amz-SignedHeaders=host&X-Amz-Signature=6d891b29e4f7f39a3a86eaaf144ca57000bee20b624508835dd14d963add307aانتشارات پرتقال
  • مترجممحسن رخش خورشید
  • گروه سنیج (10 تا 12 سال)
  • تعداد صفحه92
  • نوع جلدشومیز
  • قطعرقعی
  • شابک9786008111320
۱٬۰۰۰تومان
فروشنده:گاج مارکتارسال توسط گاج مارکتآماده ارسال توسط گاج مارکت از 2 روز کاری دیگر
پشتیبانی 24 ساعته

تماس با 6420-021

7 روز ضمانت برگشت کالا

کالای خود را تا 7 روز برگشت دهید

ضمانت کیفیت کالا

خرید بهترین کالای موجود

پرداخت امن از درگاه بانکی

امنیت در خرید آنلاین

Loading فروشندگان...

محصولات مشابه

  • معرفی
  • مشخصات

معرفی محصول

 این کتاب اثری است از تروی کامینگز که توسط محسن رخش خورشید به فارسی روان ترجمه شده است. نشر پرتقال این کتاب را در قطع رقعی منتشر کرده و در اختیار نوجوانان علاقه مند به مطالعه قرار داده است.
"الکساندر مشغول تماشای حشره کوچک شش پایی بود که داشت از سوراخش بیرون می آمد. حشره ریزه میزه کمی شاخک‌هایش را تکان داد، بعد یک دانه‌ی بزرگ سفید را بلند کرد و بالای پوسته‌ سیاه و براقش نگه داشت. الکساندر کمی به جلو خم شد و به آن‌ها نگاه کرد. صدها مورچه‌ی شبیه به هم، داشتند توی هم وول می‌خوردند. پدر الکساندر جلو آمد و گفت: «سلام گل پسر، می بینم که برای خودت شهر مورچه ای جالبی درست کرده ای!» الکساندر گفت: «بله پدر، یک هفته است که درس علوم‌مان درباره‌ی مورچه‌هاست. تکلیف‌مان برای فردا این بود که هر کسی یک شهر مورچه‌ای درست کند و به کلاس ببرد.» پدر گفت: «وای، نگاه‌شان کن. پاها و شاخک هایشان را ببین! آدم با دیدن این ها مورمورش می شود.»"

 این کتاب اثری است از تروی کامینگز که توسط محسن رخش خورشید به فارسی روان ترجمه شده است. نشر پرتقال این کتاب را در قطع رقعی منتشر کرده و در اختیار نوجوانان علاقه مند به مطالعه قرار داده است.
"الکساندر مشغول تماشای حشره کوچک شش پایی بود که داشت از سوراخش بیرون می آمد. حشره ریزه میزه کمی شاخک‌هایش را تکان داد، بعد یک دانه‌ی بزرگ سفید را بلند کرد و بالای پوسته‌ سیاه و براقش نگه داشت. الکساندر کمی به جلو خم شد و به آن‌ها نگاه کرد. صدها مورچه‌ی شبیه به هم، داشتند توی هم وول می‌خوردند. پدر الکساندر جلو آمد و گفت: «سلام گل پسر، می بینم که برای خودت شهر مورچه ای جالبی درست کرده ای!» الکساندر گفت: «بله پدر، یک هفته است که درس علوم‌مان درباره‌ی مورچه‌هاست. تکلیف‌مان برای فردا این بود که هر کسی یک شهر مورچه‌ای درست کند و به کلاس ببرد.» پدر گفت: «وای، نگاه‌شان کن. پاها و شاخک هایشان را ببین! آدم با دیدن این ها مورمورش می شود.»"

مشخصات

مترجممحسن رخش خورشید
گروه سنیج (10 تا 12 سال)
تعداد صفحه92
نوع جلدشومیز
قطعرقعی
شابک9786008111320
امتیاز و دیدگاه کاربران
مشاهده همه
از 5
از مجموع دیدگاه ثبت شده

درباره این محصول دیدگاه خود را ثبت کنید

در مورد این محصول نظر دهید

اگر این محصول را از گاج مارکت تهیه کرده اید، دیدگاه شما به عنوان خریدار ثبت می شود. همچنین درصورت تمایل میتوانید دیدگاه خود را به صورت ناشناس نیز ارسال کنید.