تماس با 6420-021
کالای خود را تا 7 روز برگشت دهید
خرید بهترین کالای موجود
امنیت در خرید آنلاین
محصولات مشابه
معرفی محصول
"آفتاب روی نوک سروهای بلند آبادی بود که حسن کچل با گله از کوچهها میگذشت. گرد و غبار زیادی دنبال گله بود. حسن کچل به تنهایی گله چند نفر از اهل آبادی را به چرا میبرد. مباشر و ارباب مزد او را ندادهبودند، او هم گله آنها را به دشت نمیبرد. گله حسن کچل جمع و جور بود و بز سیاهی جلودار آن بود که به حرف حسن کچل بود. با یک آخ گفتن بز به راه میافتاد و حسن کچل عقب گله را گرد میکرد تا بره یا بزغالهای جا نماند. زنگوله بزرگ و طلایی رنگ به گردن بز بود که از صدای آن دل حسن کچل شاد میشد. الاغ زخمالوی گیج و گولی از کوچهای درآمد، به میان گله زد. داد حسن کچل به آسمان رفت و دنبال الاغ دوید، از آن طرف گله به طرف گودال آب رفت..."
متن فوق بخشی از کتاب "رازهای حسنکچل" است. این کتاب توسط محمدرضا یوسفی تالیف شدهاست و در انتشارات ویژه نشر به چاپ رسیدهاست.
"آفتاب روی نوک سروهای بلند آبادی بود که حسن کچل با گله از کوچهها میگذشت. گرد و غبار زیادی دنبال گله بود. حسن کچل به تنهایی گله چند نفر از اهل آبادی را به چرا میبرد. مباشر و ارباب مزد او را ندادهبودند، او هم گله آنها را به دشت نمیبرد. گله حسن کچل جمع و جور بود و بز سیاهی جلودار آن بود که به حرف حسن کچل بود. با یک آخ گفتن بز به راه میافتاد و حسن کچل عقب گله را گرد میکرد تا بره یا بزغالهای جا نماند. زنگوله بزرگ و طلایی رنگ به گردن بز بود که از صدای آن دل حسن کچل شاد میشد. الاغ زخمالوی گیج و گولی از کوچهای درآمد، به میان گله زد. داد حسن کچل به آسمان رفت و دنبال الاغ دوید، از آن طرف گله به طرف گودال آب رفت..."
متن فوق بخشی از کتاب "رازهای حسنکچل" است. این کتاب توسط محمدرضا یوسفی تالیف شدهاست و در انتشارات ویژه نشر به چاپ رسیدهاست.
مشخصات
درباره این محصول دیدگاه خود را ثبت کنید
در مورد این محصول نظر دهید
اگر این محصول را از گاج مارکت تهیه کرده اید، دیدگاه شما به عنوان خریدار ثبت می شود. همچنین درصورت تمایل میتوانید دیدگاه خود را به صورت ناشناس نیز ارسال کنید.