افسانه های تاجیکی
تماس با 6420-021
کالای خود را تا 7 روز برگشت دهید
خرید بهترین کالای موجود
امنیت در خرید آنلاین
محصولات مشابه
معرفی محصول
دیوانه حسن، بر لب دریا آمد و دید که اژدها بی جان خوابیده است. بعد به شهر برگشته، گفت: «من اژدها را کشتم. و پیش پادشاه رفته، شادیانه گیرید. دختر پادشاه، آفتاب خان، از مرگ خلاص شد. به پادشاه گویید دخترش را بر من نكاح کرده، دهد.» پادشاه این خبر را شنیده، خرسند شد و زود توی اعلام کرده و به خلقش گفت: «دیوانه حسن، اژدها را کشته است. اکنون من ده شب و ده روز توی کرده، آفتاب خان را به او نکاح می کنم. در این ده روز یگان کس از موریاش دود برآرد. کسی که دود می برآرد سرش میگیرم.» هشت روز در شهر توی و تماشادوام کرد. کسی در خانه اش خوراک نپخت. نوشته بالا قسمتی از متن پشت کتاب است.
کتاب رستم جان و آفتاب خان نوشته حکمت نعمت که سعید و راحله فاضلی جا را به فارسی روان ترجمه کرده اند و انتشارات نقش و نگار این اثر را در 168 صفحه منتشر کرده است.
دیوانه حسن، بر لب دریا آمد و دید که اژدها بی جان خوابیده است. بعد به شهر برگشته، گفت: «من اژدها را کشتم. و پیش پادشاه رفته، شادیانه گیرید. دختر پادشاه، آفتاب خان، از مرگ خلاص شد. به پادشاه گویید دخترش را بر من نكاح کرده، دهد.» پادشاه این خبر را شنیده، خرسند شد و زود توی اعلام کرده و به خلقش گفت: «دیوانه حسن، اژدها را کشته است. اکنون من ده شب و ده روز توی کرده، آفتاب خان را به او نکاح می کنم. در این ده روز یگان کس از موریاش دود برآرد. کسی که دود می برآرد سرش میگیرم.» هشت روز در شهر توی و تماشادوام کرد. کسی در خانه اش خوراک نپخت. نوشته بالا قسمتی از متن پشت کتاب است.
کتاب رستم جان و آفتاب خان نوشته حکمت نعمت که سعید و راحله فاضلی جا را به فارسی روان ترجمه کرده اند و انتشارات نقش و نگار این اثر را در 168 صفحه منتشر کرده است.
مشخصات
درباره این محصول دیدگاه خود را ثبت کنید
در مورد این محصول نظر دهید
اگر این محصول را از گاج مارکت تهیه کرده اید، دیدگاه شما به عنوان خریدار ثبت می شود. همچنین درصورت تمایل میتوانید دیدگاه خود را به صورت ناشناس نیز ارسال کنید.