کتاب آدم های خوشبخت کتاب می خوانند و قهوه می نوشند

  • https://newshop-images-prd.gajmarket.com/brand/123_551962.jpeg?X-Amz-Algorithm=AWS4-HMAC-SHA256&X-Amz-Credential=admin1%2F20250831%2Fus-east-1%2Fs3%2Faws4_request&X-Amz-Date=20250831T151224Z&X-Amz-Expires=360000&X-Amz-SignedHeaders=host&X-Amz-Signature=002346cd504208440b92669736ff28cb6520a2cb7c5edf4dd0d3530016f7b16dانتشارات به‌نگار
  • نویسندهآنیس مارتن لوگان
  • مترجمابوالفضل الله‌دادی
  • تعداد صفحه216
  • نوع جلدشومیز
  • قطعرقعی
  • شابک9786006835808
۱٬۰۰۰تومان
فروشنده:گاج مارکتارسال توسط گاج مارکتآماده ارسال توسط گاج مارکت از 4 روز کاری دیگر
پشتیبانی 24 ساعته

تماس با 6420-021

7 روز ضمانت برگشت کالا

کالای خود را تا 7 روز برگشت دهید

ضمانت کیفیت کالا

خرید بهترین کالای موجود

پرداخت امن از درگاه بانکی

امنیت در خرید آنلاین

Loading فروشندگان...

محصولات مشابه

  • معرفی
  • مشخصات

معرفی محصول

یک سال قبل، وقتی همراه فلیکس به اورژانس رسیدم، به من گفتند که کار از کار گذشته و دخترم در آمبولانس تمام کرده است. آن‌قدر حالم بد شد که شروع کردم به بالا آوردن، اما کمی که بهتر شدم، دکترها گفتند کالین هم بیشتر از چند دقیقه یا درنهایت چند ساعت وقت ندارد. اگر می‌خواستم با او وداع کنم نباید زمان را از دست می‌دادم. می‌خواستم هوار بزنم و سر آن‌ها داد بکشم که دروغ می‌گویند اما نمی‌توانستم در چنبره کابوسی هولناک گرفتارشده بودم و دلم می‌خواست باور کنم که خیلی زود از خواب بیدار خواهم شد. اما خانم پرستاری ما را به‌سوی اتاقکی برد که کالین آنجا بستری‌شده بود. تمامی كلمات و حركات درون آن اتاق در ذهنم ثبت‌شده است. کالین آنجا بود؛ روی تختي عريض خوابیده و توده‌ای از دستگاه‌های پر سروصدا و چشمک‌زن به او وصل شده بود. بدنش به‌سختی تکان می‌خورد و صورتش پر از خون‌مردگی بود.

این کتاب توسط آنیس مارتن - لوگان نوشته شده و به همت ابوالفضل الله‌دادی در 208 صفحه ترجمه‌شده است و انتشارات به نگار آن را به چاپ رسانده است.

یک سال قبل، وقتی همراه فلیکس به اورژانس رسیدم، به من گفتند که کار از کار گذشته و دخترم در آمبولانس تمام کرده است. آن‌قدر حالم بد شد که شروع کردم به بالا آوردن، اما کمی که بهتر شدم، دکترها گفتند کالین هم بیشتر از چند دقیقه یا درنهایت چند ساعت وقت ندارد. اگر می‌خواستم با او وداع کنم نباید زمان را از دست می‌دادم. می‌خواستم هوار بزنم و سر آن‌ها داد بکشم که دروغ می‌گویند اما نمی‌توانستم در چنبره کابوسی هولناک گرفتارشده بودم و دلم می‌خواست باور کنم که خیلی زود از خواب بیدار خواهم شد. اما خانم پرستاری ما را به‌سوی اتاقکی برد که کالین آنجا بستری‌شده بود. تمامی كلمات و حركات درون آن اتاق در ذهنم ثبت‌شده است. کالین آنجا بود؛ روی تختي عريض خوابیده و توده‌ای از دستگاه‌های پر سروصدا و چشمک‌زن به او وصل شده بود. بدنش به‌سختی تکان می‌خورد و صورتش پر از خون‌مردگی بود.

این کتاب توسط آنیس مارتن - لوگان نوشته شده و به همت ابوالفضل الله‌دادی در 208 صفحه ترجمه‌شده است و انتشارات به نگار آن را به چاپ رسانده است.

مشخصات

نویسندهآنیس مارتن لوگان
مترجمابوالفضل الله‌دادی
تعداد صفحه216
نوع جلدشومیز
قطعرقعی
شابک9786006835808
امتیاز و دیدگاه کاربران
مشاهده همه
از 5
از مجموع دیدگاه ثبت شده

درباره این محصول دیدگاه خود را ثبت کنید

در مورد این محصول نظر دهید

اگر این محصول را از گاج مارکت تهیه کرده اید، دیدگاه شما به عنوان خریدار ثبت می شود. همچنین درصورت تمایل میتوانید دیدگاه خود را به صورت ناشناس نیز ارسال کنید.